مرتضى مطهري

262

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

توحيد - خداشناسى 1 . . . . ( 1 ) مسائل علوم كه در جستجوى پديده هاى عالمند بوده باشند . هركس هم كه خواسته وحدت به وجود آورد بالاخره خواه ناخواه از طرز تحقيق علمى خارج شده ، فيلسوفى كرده ولى خام و ناپخته مثل راه طى شده . تمام شد خلاصه . 2 . براى اثبات وجود خدا طرق زيادى هست ، يعنى طرقى كه انسان را به خدا « دلالت » مىكند زياد است و از نظر كلى مىتوان آنها را به سه نوع تقسيم كرد : طرق يا طريق فطرى ، طرق علمى ، طرق فلسفى به عبارت ديگر راههاى دل و فطرت ، راههاى حس و علوم تجربى ، راههاى عقل و استدلال فلسفى . مقصود از راه يا راههاى دل يعنى راهى كه مستقيماً از احساسات انسان و عمق شعور باطن بشر به سوى خدا هست و به شكل يك احساس ، يك جذبه ، يك كشش ، يك عشق ، يك شور در انسان وجود دارد . ما مىدانيم نقطهء اصلى كه راه اهل عرفان را از راه فلاسفه و متكلمين جدا مىكند همين جاست ، يعنى نقطهء شروع است . عرفا معتقدند كه دل و احساسات قلبى را بايد تقويت كرد و موانع رشد و توسعهء آن را بايد از ميان برد تا به اصطلاح معرفت شهودى حاصل شود . اما فلاسفه و متكلمين از راه عقل و فكر و علم مىخواهند خدا را بشناسند . به عبارت ديگر متكلمان و فلاسفه مىخواهند خدا را بشناسند ولى عارفان مىخواهند به خدا برسند . البته تناقضى ميان اين دو راه نيست ، مانعة الجمع نمىباشند ، بحث در بهتر بودن هريك از آنهاست . به عبارت بهتر ، هر دسته اى براى يك راه مناسبترند . داستان بوعلى و ابوسعيد ابوالخير معروف است كه بوعلى گفت : آنچه ما مىدانيم او مىبيند و ابوسعيد گفت : آنچه ما مىبينيم او مىداند .

--> ( 1 ) [ متأسفانه مطالب قبلى موجود نيست . ]